محمد تقي جعفري

247

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

5 - تفكيك عشق مجازى وعشق حقيقى در انديشه هاى جلال الدين عشقهايى كز پى رنگى بود عشق نبود عاقبت ننگى بود ( 1 ) اين بگفت و رفت در دم زير خاك آن كنيزك شد ز عشق ورنج پاك زان كه عشق مردگان پاينده نيست چون كه مرده سوى ما آينده نيست ( 2 ) عشق زنده در روان و در بصر هر دمى باشد ز غنچه تازه تر عشق آن زنده گزين كاو باقى است وز شراب جانفزايت ساقى است عشق آن بگزين كه جمله انبيا يافتند از عشق او كار وكيا ( 3 ) عشق بر مرده نباشد پايدار عشق را بر حى جان افزاى دار عاشق تصوير ووهم خويشتن كى بود از عاشقان ذو المنن ؟ هر چه جز عشق خداى احسن است گر شكر خواريست آن جان كندن است ( 5 ) هين رها كن عشقهاى صورتى عشق بر صورت نه بر روى ستى ( 6 ) بر هر آن چيزى كه افتد آن شعاع تو بر آن هم عاشق آيى اى شجاع عشق تو بر هر چه آن موجود بود آن ز وصف حق چو زر اندود بود ( 7 ) نيست اندر عنصرش حرص وهوا نور مطلق زنده از عشق خدا ( 8 ) عشق وصف ايزد است اما كه خوف وصف بنده مبتلاى فرج وجوف پس محبت وصف حق دان عشق نيز خوف نبود وصف يزدان اى عزيز ( 9 )

--> ( 1 ) دفتر اول ص 6 ب 21 . . ( 2 ) دفتر اول ص 7 ب 4 ، 5 ، 6 ، 7 ، 8 . . ( 3 ) دفتر پنجم ص 334 ب 30 . . ( 5 ) دفتر پنجم ص 72 ب 11 . . ( 6 ) دفتر دوم ص 90 ب 22 . . ( 7 ) دفتر سوم ص 46 ب 28 و 29 . . ( 8 ) دفتر چهارم ص 239 ب 66 . . ( 9 ) دفتر پنجم ص 315 ب 64 و 65 . .